قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

341

تاريخ الفي ( فارسى )

حيث قال النّبى : يا على ، إنّك ستقاتل الناكثين و القاسطين و المارقين « 1 » [ 45 الف ] كه مضمونش اين بود كه : اى پسر هند ، از على ايمن مباش كه در دست او زهريست كه خواهى چشيد . معاويه از شنيدن اين معنى در خشم شد و قصد كشتن او كرد . جمعى به شفاعت او برخاستند تا ترك او كرد . در حبيب السير و فتوح [ ابن ] اعثم كوفى آورده كه در وقتى كه امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، اصحاب خود را بر مقاتلهء طايفهء باغيه تحريص مىنمود و مىفرمود كه : ايّها الناس ، همم عاليه بر دفع اشرار شام و قلع اصحاب بغى و ظلام مصروف داريد و در محاربهء اين طايفه - كه رسول خدا مرا خبر داده - به محاربهء ايشان لوازم سعى و اهتمام به جاى آريد كه دشمنان دينند و كوران يقين ؛ زمره‌اى كه اسلام ايشان به طريقهء كره و اضطرار [ بوده ] نه بر سبيل رغبت و اختيار ، و فرقه‌اى كه تأليف قلوب « 2 » ايشان به ايمان جهت احتراز از مزخرفات دنياوى نموده . شخصى اربد نام از غايت جهالت و عداوت اهل بيت ، عليهم السّلام ، برخاسته و گفت : اى على ، تو مىخواهى كه با اهل شام - كه برادران مايند در اسلام - مقاتله كنيم ، چنانچه با بصريان محاربه نموديم . به خدا كه اين معنى از حيّز قوّت به فعل نيايد . مالك اشتر از شنيدن اين سخن بىطاقت شده گفت : بگيريد اين بد اعتقاد را . او روى به گريز نهاد . جمعى از عقبش شتافتند و او را دريافته به ضرب نعلين از پاى درآوردند « 3 » تا به دار لبوار و اصل شد . چون امير المؤمنين ، عليه السّلام ، از شنيدن آن سخن دلتنگ شد ، مالك اشتر به عرض رسانيد كه « يا امير المؤمنين ، گمان مبر كه ما به مجرّد استماع امثال اين هذيانات ، كه اربد فزارى گفت ، دست از دامان متابعت تو كوتاه گردانيم و در امر قتال و جدال با دشمنان نكبت‌مآل تأخير و تقصير جايز داريم . به دلى قوى و املى فسيح به جانب اعداء توجّه فرماى و در مقاتلهء ظلمهء شام به‌هيچ‌وجه اهمال و اغفال منماى . » و جمعى از اعيان مجلس مانند عمّار ياسر ، سهل بن حنيف ، قيس بن سعد بن عباده ، عدىّ بن حاتم الطائى و غيرهم به تقويت مالك اشتر كلمات

--> ( 1 ) . پيامبر فرمود : يا على ! به زودى با ناكثين و قاسطين و مارقين در جنگ خواهى شد . - و . ( 2 ) . اين فرقه گروهى از اشراف عرب بودند كه در زمان رسول اللّه ( ص ) سهمى از زكات به آنان داده مىشد تا آنان به اسلام بگروند و مسلمانان را در برابر دشمنانشان يارى دهند . اين گروه را اصطلاحا « مؤتلفة القلوب » مىناميدند ؛ - تفسير مجمع البيان ، ج 5 ، سورهء توبه ، آيهء 60 ، ذيل عبارت و المؤلّفة قلوبهم . ( 3 ) . نصر بن مزاحم نحوهء كشته شدن اربد را اين‌گونه توصيف مىكند « . . . در بازار مال‌فروشان به چنگش آوردند و چندان به مشت و لگد و پاشنهء نيام شمشير كوفتندش كه بمرد . » ؛ - پيكار صفين ، ص 133 . البته جسارت أربد به ساحت مقدّس على ( ع ) بعد از مشورت على ( ع ) با ياران و سرداران خويش در حركت به سوى صفّين بوده است ؛ كه در صفحات بعد به نظرتان خواهد رسيد .